نروژ: Fjords دوباره مورد بازدید قرار گرفت

سال گذشته که به نروژ رفتم ، این سفر به ناشناخته ها بود و من هر دقیقه آن را دوست داشتم. چشم انداز نفس گیر بود اما باعث شد که من بخواهم اطلاعات بیشتری کسب کنم. امسال من و سه دوست راهی برگن شدیم ، جایی که اکتشافات خود را در مورد گل های غربی شروع کردیم.

لواتنت

لواتنت اولین مکان بتونی بود که از آن بازدید کردیم. آبهای فیروزه ای منعکس کننده قسمت های عظیمی از کوه بودند که در تابش آفتاب می تابیدند. علی رغم اینکه دریاچه به نظر می رسد جذاب ، به دلیل یخ زدن آب یخبندان چندان راحت نبود. این هنوز تلاش ما را برای یافتن بهترین نقطه شنا متوقف نکرد. لواتتت بهترین معرفی من برای این سفر بود.

Brenndalsbreen

Oldevatnet در دره بعدی Lovatnet واقع شده است و دارای یخچالهای طبیعی چندگانه در دسترس است. طبیعتاً تصمیم گرفتیم به یخچال که کمترین دسترسی را داشته و برویم ، نیاز به پیاده روی شیب دار داریم. ما از سوپر مارکت محلی Bunnpris به وسایل ما سوختیم و کوههای مه آلود برای شب بعد خانه ما خواهند بود.

یخچال فوق العاده باورنکردنی بود ، قدرت آب به دره حلق آویز دارای اثر تاریخی بود. طوفان بالای سر صبح به راه افتاد که هنگام بیدار شدن از خواب ، به ابرهای کم چادرهایمان کمک کرد. رعد و برق چیزی نبود که همه ما را بیدار کند ، در عوض این گوسفندان بود که با حجم دیوانه وار بیرون از چادر ما تحمل می کردند.

ترولشتیژن

موی سر پس از مو ، حرکت به سمت Andalsnes ناامید نشد. با مشاهده و شانس کافی برای گرفتن عکس ، درایو 3 ساعته با صدای جیر جیر. رانندگی در امتداد جاده های نروژ یک وزش نسیم بود ، جاده ها عملاً خالی بودند ، و حتی یک جاده چاله نیز دیده نمی شد. اگر فقط انگلیس چنین بود ...

رامسسالسگن

Andalsnes خانه بسیاری از افزایش حماسی است. تصمیم گرفتیم پیاده روی الراس Romsdalseggen را که حدود 9 کیلومتر از مرکز شهر آغاز شده است ، انجام دهیم. بعد از اینکه یک کیک هویج رایگان توسط یک دستیار کافی شاپ در اندلس به ما هدیه داده شد ، ما برای روز گرم شدیم. این پیاده روی با صعود شیب دار از 300 متر از سطح دریا تا حدود 1000 متر شروع شد. با بالا رفتن از مسیر به سمت خط الراس ، نماها فقط بهتر می شوند! نمای بالای خط الراس احتمالاً هرگز مطابقت نخواهد داشت. این چیز دیگری کاملاً بود. پراکنده شدن در تمام کف دره ، رودخانه پر پیچ و خمی بود که به دیدنش مبهوت بود. علی رغم اینکه به لبه نزدیک خطرناک است ، پیاده روی الراس چیزی جز تماشایی نبود. این چالش برانگیز و فراری بود ، اما هنوز هم سرگرم کننده بود.

ما تصمیم گرفتیم که یک مسیر کوتاه را از کوه الراس طی کنیم و از بلونبا ، قله 1320 متر صعود کنیم.برف در اینجا بسیار ضخیم بود ، بنابراین ما به ویژه در کجا قدم گذاشتیم که مراقب بودیم.یکی از راه راههای موجود در الراس خانه کتابی برای همه کسانی است که از پشته کوه پیموده اند. احساس می کردم بخشی از این اتفاق عالی است!همین که از کوه پایین آمدیم ، خورشید شروع به غروب می کند. عکس در سمت راست قله هایی را که در اوایل روز نسبت به هم تقسیم کرده ایم نشان می دهد.

گراندوات نت

در تلاش برای دور ماندن از تله های توریستی ، از بندر شلوغ جیرانگر و اردوگاه های وحشی در یک دریاچه نزدیک خودداری کردیم. این دریاچه به نام خود زندگی می کرد و بسیار عالی بود. کل منطقه بسیار آرام بود و از باد محافظت می کرد ، احتمالاً مکان کاملی برای اردوگاه بود.

در صبح هوا بسته شد و ما طلوع آفتاب را که همه به دنبالش بودیم ، نگرفتیم ، اگرچه هنوز دریاچه فوق العاده بود.

کوه اسکلا

Skåla پیاده روی بزرگ فراز و نشیب ما بود که باعث می شد ما با "پا در دریا" به بالاترین کوه نروژ برویم. همانطور که معلوم شد سرانجام مسابقه ما را ملاقات کرده بودیم. آب و هوا. در نیمه راه اسکلا ، هوا به طرز چشمگیری تبدیل به بسیار طوفانی و وزش باد می شود. در ابتدا این مسئله به اثبات نرسید ، بنابراین ما همچنان به سمت کوه می رویم ، وقتی در مناطق پوشیده از برف راه می رفتیم ، چشمگیر بود. در فاصله حدود 300 متری قله ، ناگهان گرفتار عواطف متعال شدیم. ما در تلاش برای انتقال آن به Skålabu ، (کلبه کوه) ، ما به سمت بالا حرکت کردیم. سرعت باد همچنان افزایش می یابد همانطور که باران می بارید بر ما می زد. اوضاع بدتر می شود ، به همین دلیل وقتی که سرماخوردگی را شروع کردیم ، تصمیم گرفتیم که بهتر است به کلبه نرویم بلکه بسیار خطرناک بود. ما مجبور شدیم به عقب برگردیم و از کوه پایین بیاییم ، که ناامیدکننده بود ، اما همچنین کاری معقول و منطقی بود که باید انجام شود.

ما در حدود 1 ساعت و نیم در کوه حرکت کردیم ، احتمالاً رکوردی را ضرب و شتم کردیم. ما می خواستیم هرچه سریعتر از کوه پیاده شویم و داخل کیسه های خواب خشک شویم. خوشبختانه ما جایی برای اردو زدن در پایگاه داشتیم و به خواب کمی نیاز داشتیم.

Skratlandevatnet

پس از ناامید شدن نسبتاً ناامید کننده از توانایی قله اسکلا ، ما قصد داشتیم در حالی که در نروژ بودیم یک پیاده روی بیشتر انجام دهیم. تصمیم گرفته شد تا به دره Flåm بروید و یکی از مسیرهای کوهستانی را به سمت یک دریاچه قطع کنید. پیاده روی سخت بود و ما در حدود یک هزار کیلومتر از ارتفاع 1000 متر صعود کردیم. رسیدن به چنین دریاچه ای دست نخورده کار سختی بود اما پاداش. ابرها آسمان آبی را جدا می کردند و آشکار می کردند ، چیزی که چند روز ندیده بودیم.

این سفر به پایان رسیده بود و بسیار عالی بود که آن را با یادداشت برجا بگذاریم. ما در طول زمان خود در نروژ ، راه های پیچ در پیچ ، مناظر خیره کننده و پیاده روی های بسیار جذاب را تجربه کرده بودیم. من به این امید که عمیق تر در این کشور بیابم و چیزهای دیگری را پیدا کنم به نروژ بازگشتم. مطمئناً طعم نروژ خالصتری را پیدا کرده ایم ، مکانی که دست نخورده و باورنکردنی زیبا است.

با تشکر از خواندن ،

بن