شما جوانترین

چیزی که من بعد از گذراندن یک سال تعطیل در 29 سال متوجه شدم…

تصور کنید که جایی نبودید. هیچ کاری برای انجام شدن وجود ندارد به این ترتیب بسیاری از روزهایم را در یک سال و نیم گذشته گذرانده ام. سفر به تنهایی در خارج از کشور. حرکت به یک شهر جدید در ساحل غربی. بازگشت به خانه پس از فهمیدن درست نبود. زمان بین مشاغل. ماهها در یک زمان. زمان فقط 100٪ بودن با خودم هستم.

فهمیدم هویتم چقدر به کارم گره خورده ام. فهمیدم که چقدر افرادی که خودم را احاطه کرده اند با دیکته چه کسی بوده اند و وقتم را چگونه گذرانده اند. فهمیدم که زیر آن دختر با تقویم اجتماعی بسته بندی شده و حرفه ای بدون توقف فناوری ، چیزهای بیشتری وجود دارد.

من خراب شدم (مثل شکست عمده) از بین رفتم

فهمیدم که تا چه حد همه ما از رفتار خودمان با روشی که شایسته معالجه خود هستیم ، فاصله داریم. من فهمیدم بسیاری از ما زندگی های زنده ای را انجام می دهیم که آنها را ایمن و کنترل می دانیم. در این دنیا افراد مختلف زیادی وجود دارند که سبک زندگی بسیار متفاوتی دارند. با این حال ، اگر در معرض آن قرار نگیرید ، این را نمی دانید.

در یک سال گذشته ، من با یک زن 40 ساله ای آشنا شدم که به طور فصلی در یک کلبه لوکس در آلاسکا کار می کند و درآمد کافی را کسب می کند تا بتواند بقیه سال را سفر کند. اوه و او یک دوست پسر 25 ساله داشت. من با افراد زیادی آشنا شدم که سفر می کردند تا وقتی پولشان تمام نشد. من با یک پسر در تایلند آشنا شدم که اهل بروکلین بود و در هنگام سفر با عشق زندگی او آشنا شدم و او را به همراه خود به نیویورک آوردم. با زوجی از نروژ آشنا شدم. این زن با کودک خود مرخصی زایمان خود را به خارج از کشور منتقل می کند. من به هر جایی که می روم به دنبال این داستانها هستم. در اوایل سال گذشته ، من با یک عکاس آشنا شدم که برای کار در شهر بود ، اما قصد داشتم برای بازگشت به اروپا برای پروژه بعدی خود بازگردم. ما احساس کردیم که در حال حاضر خانه ای واقعی نداریم. من به او گفتم ، "Gotta این سبک زندگی را در حالی که ما می توانیم درست زندگی کنیم؟ قبل از اینکه مجبور به حل و فصل شویم .. "که او به عقب گفت ،" در واقع ، من امیدوارم که همیشه اینگونه زندگی کنیم. "

همه ما درباره آنچه "بهترین زندگی شماست" زندگی می کنیم. همه ما درباره افراد دیگر عقاید داریم و حتی ممکن است باور داشته باشیم که اگر زندگی را به روشی که برای ما "ناامن" است زندگی خوشحال ، گمشده یا مسخره نکنیم. مثل اینکه ما درست کار میکنیم مثل اینکه می دانیم چه چیزی برای آنها بهتر است. وقتی در واقعیت هستیم ، آنقدر وجود دارد که مردم سهمی ندارند. چیزهای زیادی برای خرد و شکسته شدن وجود دارد. اگر به یکی از آن مسیرهای غیر متعارف بروید ، افراد هنگام خروج از اتاق ، در مورد شما چه می گویند؟

در این زندگی ، ما به دنبال هدف هستیم. ما رابطه جنسی را برای عشق اشتباه می گیریم. ما نیمه گوش می دهیم. ما انسان هستیم آیا ما نمی توانیم بسیار انسانی تر از این باشیم؟

چه می شود اگر خوشبختی برای من متفاوت از آنچه برای شما به نظر می رسد متفاوت باشد؟ من خوشبختی را رفع رکود تعریف می کنم. به عنوان پیشرفت به عنوان آغازهای جدید. به عنوان درک من به عنوان تبدیل شدن به من ترین ممکن است که می توانم تبدیل به. زندگی به روشی که برای من خوب باشد. به عنوان تلاش به عنوان یادگیری در حال گسترش است. به عنوان حفاری

چه کسی هستید وقتی ماسک های خود را برداشته اید؟ چه کسی بدون دفاع و رفتارتان است؟ چه کسی هستید بدون همه راه هایی که خود را بیشماری می کنید؟ وقتی ربطی نداری؟ وقتی ضعیف هستید؟ وقتی در یک نقطه کم هستید؟ چه کسی هستید وقتی شکست بخورید؟

زندگی در مورد نحوه حرکت و جریان شماست و پاسخ می دهید و به یاد می آورید. بگذارید پیش بینی کنید که چه اتفاقی باید رخ دهد یا چگونه باید برود شرط شده است.

درست باشد باش که هستی