این نحوه تمرین خود مراقبتی در تعطیلات خانوادگی است

نکاتی برای افراد درونگرا

زوریخ، سوییس. عکس توسط من.

در حال حاضر که جلوی لپ تاپ خود می نشینم ، در حال جستجوی یک دریاچه آبی و تپه های سبز تیز در دریاچه کومو ایتالیا هستم. من با خانواده ام در مرخصی هستم.

تاکنون یک سفر شگفت انگیز بوده است.

ما واقعاً از وقت و کنار و ماجراهای خود لذت برده ایم.

تعطیلات خانوادگی برای من خیلی سخت بود.

من درونگرا هستم و به تنهایی زیادی نیاز دارم. زمان فکر کردن ، زمان نفس کشیدن. وقت بگذارید ذهن من سرگردان باشد.

من هنگام تعطیل بودن سعی می کردم درونگرایی خود را کنار بگذارم. احساس می کردم که باید هر لحظه از هر روز را با خانواده سپری کنم. این که من باید کاری را انجام دهم که هر کس دیگری می خواست آن را انجام دهد ، وقتی همه افراد می خواستند این کار را انجام دهند.

من برای روز اول یا چند روز اول خوب می شدم. اما پس از آن همه تحریک و قرار گرفتن در معرض می شود تا رسیدن به نقطه شکست. من بعداً مانند آتشفشان منفجر می شوم و گدازه های داغ ناشی از تحریک بیش از حد را در سرتاسر خانواده ام ریخته ام. و آنها نمی دانند که چه اشتباهی انجام داده اند.

وقتی در واقع ، آنها هیچ کار اشتباهی نکردند. من بودم.

اما با گذشت زمان ، من یاد گرفتم که هنگام تعطیلات به مراقبت از خود بپردازم.

فهمیدم که مراقبت از خود به معنای این است که من یک همسر ، مادر ، دختر و خواهر متعادل تر و شادتر هستم.

و حفظ این تعادل خودم حتی وقتی که مدت طولانی را با خانواده ای که دوستش دارم می گذرانم حتی مهمتر است.

در اینجا سه ​​کار وجود دارد که من در تعطیلات انجام می دهم تا به من کمک کنم تا بتوانم زمان بسیار درونگرا را مورد نیاز خود قرار دهم.

هر روز ورزش کنید (من این کار را زود انجام می دهم)

وقتی یکی از دوستان برای اولین بار این پیشنهاد را به من داد ، این برای من عصبانی به نظر می رسید. من یک تمرین کننده صبح زود هستم. اما چرا زود تعطیلات بیدار می شوم؟ یکی از دوستان نزدیک به من گفت که او هر روز صبح از تعطیلات خانوادگی ، قبل از بیدار شدن شوهر و بچه ها از خواب بیدار می شود. او با آن قسم خورد. بنابراین من آن را امتحان کردم. و من قلاب شده بودم.

بنابراین ، اکنون ، هر روز صبح که در تعطیلات هستیم ، زود بیدار می شوم. شب قبل لباسم را در حمام می گذارم تا کسی از خواب بیدار نشود. و من برای دویدن یا پیاده روی طولانی می روم. کمی با محیط اطرافم آشنا می شوم. من به پادکست ها یا موسیقی گوش می دهم یا گاهی اوقات صداها را در ذهن خودم قرار می دهم. فعالیت بدنی همچنین در رفع هرگونه اضطراب ناشی از مسافرت به شما کمک می کند.

امروز صبح مجبور شدم در طول گرینویچ در دریاچه کومو ایتالیا قدم بزنم. کلیساهای 400 ساله گذشته ، و باغهایی که با گوجه و کدو سبز پر از آب هستند. قلبم در حال پمپ شدن است که ردپای مستقیم پیش آمد و دوباره صاف شد. و تا زمانی که من به پایان رسید ، خانواده ام هنوز در اتاق هتل در حال خروپف بودند.

به نظر من این عمل فوق العاده ترمیم کننده است. به اتاق برمی گردم و هیچ کس عاقل تر از من نیست ، جز من. من وقت داشته ام که روز را به قول خودم شروع کنم. و بعد من خوشحالم و هیجان زده ام که با هم در فعالیت های خود شرکت می کنیم.

ژورنال یا هر روز یک فکر را بارگیری کنید

نوشتن یکی از روشهای مورد علاقه من برای پردازش افکار است. فهمیدم که حتی اگر من در حال کار روی یک داستان یا کتاب خود نیستم ، نیاز به نوشتن دارم تا ذهن خود را حس کنم. من قبلاً احساس می کردم که باید به تنهایی این کار را انجام دهم. و در یک دنیای عالی ، اما در تعطیلات خانوادگی ، انجام کار بهتر از کامل است.

بنابراین اکنون همیشه یک دفترچه با خود می آورم. من دقیقاً نمی دانم چه زمانی را در طول روز پیدا خواهم کرد ، اما اگر به دنبال آن باشید ، همیشه کمی وجود دارد. در حالی که بچه ها در استخر هستند. روز دیگر نوشتم وقتی در قطار از زوریخ ، سوئیس تا دریاچه کومو ایتالیا حرکت می کردیم.

چند دقیقه برای نوشتن هر چیزی که می خواهم. برای نوشتن از طریق احساس ناخوشایندی که می توانم کاملاً کشف نکنم وجود دارد. برای نوشتن یک ایده داستان. زمان سازماندهی ذهنم.

زن و شوهرم قبلاً سؤال می كردند كه چه كاری انجام می دهم و احساس می كنم كه خودآگاه هستم اما یک روز به سادگی گفتم ، "می نویسم." و آنها از پاسخ ، راضی شدند.

این می تواند خصوصی باشد و درست در مقابل آنها انجام شود.

هر روز وقت بخوانید

این روش دیگری است که من می توانم به ذهنم اجازه بدهم سرگردان باشد ، تا فضای مجردی را در یک جمع پیدا کند. این یکی دیگر از مواردی است که من قصد دارم کمی برای پیشبرد این موفقیت تلاش کنم.

من کتابهای واقعی را دوست دارم. اما در تعطیلات ، من می دانم که خواندن در کیندل یا آی پد من آسانتر و موفق تر خواهد بود. اگر بخواهم می توانم 10 کتاب را در تعطیلات بیاورم ، بدون مشکل در مورد فضای چمدان. بنابراین حداقل چند کتاب را قبل از ترک من بارگیری می کنم. فقط در مورد و می دانم که آنها همیشه با من هستند. اگر دوباره چند دقیقه پیدا کنم دوباره.

در زوریخ iPad خود را از روی تراموا سوار کردم و به هتل برگشتم. بچه ها درست کنار من نشسته بودند. همه مناظر و صداهای زبان آلمانی اطراف ما را جذب می کند. چند صفحه را خواندم تا زمان خاموش شدن وقت آن باشد. و فوراً احساس بهتری داشت.

ورزش کردن می تواند کمی بیشتر طول بکشد ، اما روزنامه نگاری و خواندن هر یک می تواند برای چند دقیقه باشد. وقتی احساس می کنید به نقطه جوش خود رسیده اید. می توانید کتاب یا دفترچه خود را بیرون بکشید و چند دقیقه به خودتان بروید.

نکته اصلی برای من این بود که از انجام این فعالیتها احساس خودآگاهی کنم. برای نیاز به این فعالیتها در وسط یک روز پر مشغله. از بعضی جهات ، از درون گری احساس شرم کردم. گویی وقتی که در یک مکان متفاوت هستم ، یک بخش اساسی از شخصیت من می تواند متفاوت باشد. اما من پذیرفته ام که اینگونه نیست. و داشتن مرزهای سالم پیرامون نیازهای خودم به من این امکان را داده است که بیشتر به افراد اطراف خود هدیه کنم.

چون من هستم که هستم. و خانواده ام مرا به خاطر آن دوست دارند. درونگرایی و همه.